مرور تاریخ تحریم تنباکو از نگاه ابراهیم تیموری

مرور تاریخ تحریم تنباکو از نگاه ابراهیم تیموری

کتاب تحریم تنباکو قرارداد 1890 رژی تالیف ابراهیم تیموری با تکیه بر آنچه رسانههای وقت نوشتهاند و اسناد موجود از دوره ناصرالدین شاه، تاریخ تحریم تنباکو را در سال 1328 مرور میکند. بر اساس نظر نویسنده، تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران است. در این کتاب فراز و فرودهای نهضت تنباکو از نگاه نویسنده مرور می شود. این کتاب در شش بخش کل واقعه تحریم تنباکو را مرور کرده و کنشها و واکنشهای مردم، علما و رجال دربار را مورد واکاوی قرار میدهد.

در مقدمه این کتاب عباس اقبال نویسنده را بهترین تحصیلکرده این دوره معرفی میکند اما به این نکته اشاره دارد که مولف در ذیل برخی صورتهای کتاب خود مطالبی درج کرده که به اصل و منشا آن اشارهای نکرده است و این مطالب استنباطی و به قصد خوشمزگی و مزاح است در صورتی که این مسایل به واقعه رژی و تحریم دخانیات مرتبط نیست. این رویه سبب میشود تا حدی از قدر و قیمت یک کتاب جدی تحقیقاتی کاسته شود.

کتاب «تحریم تنباکو» به قلم ابراهیم تیموری در 235 صفحه با استفاده از اسناد و مدارک موجود درباره واقعه تنباکو و آنچه در رسانهها از حال و احوال آن دوران منتشر شده است، در سال 1328 به رشته تحریر درآمده و در سال 1328 مجددا تجدید چاپ شده است.

بر اساس متن این کتاب اولین مقاومت منفی در ایران مربوط به واقعه رژی یا امتیاز توتون و تنباکو است که این مقاومت منجر به لغو امتیاز ارائه شده میشود.

 وضع مالیات بر محصولات دخانی

از نظر مولف، اولین کسی که تصمیم به ایجاد انحصار تنباکو در ایران میگیرد، فردی به نام محمد حسن خان اعتماد السلطنه است. او وزیر انطباعات و فرزند حاج علیخان مقدم حاجبالدوله مراغهای بود. او در جمادی الاخر سال 1303 هجری قمری برنامهای با تکیه بر اینکه توتون و تنباکو مضرات زیادی دارد و مردم از روی هوای و هوس آن را استعمال میکنند، با تکیه بر اقداماتی که دیگر کشورها در ارتباط با جلوگیری از مصرف توتون و تنباکو اجرا کردهاند، مینویسد. هدف ایشان نوشتن قانونی برای اخذ مالیات از این محصول است.

بر اساس برآوردهایی که این فرد از مصرف توتون و تنباکو در ایران انجام میدهد، در صورت اخذ مالیات از مصرفکنندگان توتون و تنباکو به ازای هر نفر، هفت کرور عایدی نصیب دولت میشود.

قانون پیشنهادی محمد حسن خان اعتماد السلطنه در 9 فصل تدوین شده و به ناصرالدین شاه داده میشود اما مورد توجه قرار نمیگیرد. تا اینکه سال بعد مقررات دیگری تهیه میکند و به تصویب ناصرالدین شاه میرساند. ناصرالدین شاه اجرای این دستور را به میرزا علی اصغرخان امین السلطان که در آن زمان وزیر دربار و وزیر مالیه بود میدهد. به واسطه مخالفت علما که این عمل را غیر شرعی و بدعتی در دین میدانستند و همچنین بیمیلی امین السلطان این قانون اجرا نمیشود اما بعدها در سفر ناصرالدین شاه قاجار به اروپا باز هم بحث انحصار توتون و تنباکو مطرح میشود.

 سومین سفر ناصرالدین شاه به فرنگ، زمینه ساز تحریم تنباکو

در شعبان 1306 هجری قمری در سومین سفر ناصرالدین شاه قاجار به اروپا که با هدف دیدار امپراطور روس انجام شد، بحث انحصار توتون بار دیگر مطرح میشود.

ناصرالدین شاه در این سفر می‌‌خواست از زیر فشار تقاضاهای وزیر مختار روسیه بکاهد اما در شرایطی که او به دولت انگلیس امتیاز تاسیس بانک و تراموا را داده بود، با تقاضاهای دیگری از سوی دولت انگلیس مواجه میشود.

در مدت اقامت ناصرالدین شاه در انگلستان، انگلیسیها پیشنهاداتی به شاه ایران و وزیر اعظم او میدهند که از جمله دریافت امتیاز توتون و تنباکوی ایران بود. ماموریت این کار به عهده یکی از مهمانداران همراهان به نام ماژور جرالد تالبوت از مشاورین و نزدیکان لرد سالیز بوری نخست وزیر انگلیس واگذار میشود.

ظاهرا مذاکره درباره واگذاری انحصار توتون و تنباکوی ایران به انگلیس در شهر «برایتن» شروع میشود زیرا هنگامی که ناصرالدین شاه در نقاط مختلف انگلستان گردش میکرد، اعتماد السلطنه با ماژور تالبوت به مدت یک هفته در این شهر اقامت میکند و اطلاعات از طریق اعتمادالسلطنه به واسطه تحقیقاتی که در این رابطه کرده بود، به تالبوت منتقل میشود.

پس از بازگشت ناصرالدین شاه از انگلستان تالبوت بحث انحصار توتون را با سایر رجال انگلیس در میان میگذارد و به کمک دولت و عدهای از سرمایهداران انگلستان شرکتی با سرمایه 650 هزار لیره تاسیس کرده و برای گرفتن امتیاز تنباکو به سمت ایران سفر میکند.

ناصرالدین شاه برای اعطای امتیاز تنباکو 25 هزار لیره از طرف صاحب امتیاز پیشکش دریافت میکند و قرار بود هر ساله پانزده هزار لیر بهعلاوه ربع منافع کمپانی به خزانه شاه واریز شود. این جریان در نوروز 1269 شمسی اتفاق میافتد. برای دریافت این امتیاز انگلیسیها چهارصد هزار تومان به امین السلطان و کامران میرزا و دیگر درباریان منتقد طرح، رشوه میدهند.

هدف ناصرالدین شاه از اعطای این امتیاز تامین هزینههای مالی سفرهایش بود. بعد از اعطای این امتیاز، امین السلطان در نامهای به میرزای شیرازی دلایل اعطای امتیاز انحصار دخانیات به انگلیسیها را شرح میدهد.

قرارداد بر اساس مفاد آن 50 ساله تنظیم میشود و خرید و فروش تنباکو در طول مدت قرارداد به انحصار ماژور تالبوت و شرکایش در میآید. این قرارداد شامل 15 فصل در 27 رجب 1307 مطابق با 20 مارس 1890 به مهر و امضای سرهانری ولف سفیر انگلیس میرسد.

 خرید ملک در خیابان فردوسی برای اجرای قرارداد

از همان زمانی که این امتیازنامه امضا و بین طرفین رد و بدل میشود، راجع به شرایط سهل و ساده که تماما به نفع انگلیس بود، از داخل و خارج به آن انتقاد و اعتراض میشود.

مطبوعات آن زمان درباره این قرارداد مینویسند و آن را با شرایط قراردادهای مشابه در ترکیه مقایسه میکنند اما با این وجود انگلیسیها برای اجرای قرارداد در داخل ایران مستقر میشوند. ناصرالدین شاه نیز طی اعلامیهای که بهوسیله میرزا حیدرعلی منشی تالیف میشود، به اطلاع مردم شهرها و نقاط مختلف کشور میرساند که باید با انگلیسیها همکاری کنند. در آن مقطع توتون و تنباکو جنبه تفننی خود را از داست داده بود و یکی از ضروریات زندگی مردم بود و درکمتر خانهای دیده میشد که چند نفر در آن به کشیدن قلیان معتاد نباشند.

شرکت انگلیسی ابتدا در حوالی «ارک» باغ معروف به باغ ایلخانی واقع در خیابان فردوسی یعنی بهترین نقطه تهران، ملکی را به قیمت 45 هزار تومان به صورت نقد خریداری میکنند و عمارت بسیار بزرگی برای اداره مرکزی شرکت در وسط آن روبروی سفارت عثمانی و آلمان با صرف هزینه 150 هزار تومان میسازند. عده زیادی مرد و زن از انگلیس به ایران میآیند و از طرف کمپانی به شهرهای مختلف اعزام میشوند.

بر اساس اطلاعات موجود در این مقطع حدود صد هزار زن و مرد به ایران میآیند و در سراسر کشور پخش میشوند. استان فارس به دلیل آنکه در آن مقطع بهترین محصول ایران را تولید میکرد، بیشتر مورد توجه انگلیسیها بود.

 تقسیم مخالفان به سه دسته

بر اساس آنچه در کتاب تحریم تنباکو آمده است، افرادی که مخالف دادن امتیاز دخانیات به انگلیسیها بودند به سه دسته تقسیم میشدند.

دسته اول نمایندگان و مامورین دولت و روسیه تزاری و ایرانیانی که وابسته به آنها بودند را شامل میشد. دسته دوم شامل تاجران ایرانی اعم از تنباکو فروش و غیره که این قانون زمینه ورشکستگی آنها را فراهم میکرد، بود و دسته سوم علماء و روحانیون و یک عده از وطن پرستان بودند که این امر را مخالف قوانین شرعی دانسته و آن را بر خلاف حیثیت و استقلال کشور خود میشمردند.

سرآمد روحانیونی که با انحصار توتون و تنباکو مخالف بود، سید جمال الدین اسدآبادی بود و حاج محسن خان معین الملک سفیر کبیر ایران در استانبول نیز در گروه افرادی بودند که نامشان در میان مخالفان ارائه امتیاز تنباکو به انگلیس آمده است.

سیدجمالالدین اسدآبادی با بدگوییهای موافقان اعطای امتیاز تنباکو، بهویژه شخص امین السلطان ابتدا به شاه عبدالعظیم و سپس به عثمانی تبعید میشود اما در خارج از ایران هم از هیچ کوششی برای لغو امتیاز کوتاهی نمیکند و زمانی که مرحوم میرزا حسن شیرازی تقاضای تحریم تنباکو را ارائه میدهد، سید جمال الدین در بصره توسط حاج سید علی اکبر فال اسیری که مامورین دولت ایران او را برای شورشی که علیه انحصار دخانیات در شیراز به پا کرده بود، تبعید کرده بودند، به میرزای شیرازی پیغامهایی میفرستد و میرزای شیرازی را تشویق میکند که علمای ایرانی را تشویق کند تا آنها بر تحریم تنباکو پافشاری کنند. متن نامه سید جمال الدین اسدآبادی به میرزای شیرازی و علمای ایران در این کتاب آمده است.

میرزا رضای کرمانی که یکی از پیروان فدائیان سیدجمال الدین اسدآبادی و پسر ملاحسین عقدایی بود هم یکی از مخالفان قرارداد رژی بود. او بعدا ناصرالدین شاه را به قتل رساند. میرزا رضای کرمانی علنا مردم را به شورش برای لغو تنباکو دعوت میکرد. به همین خاطر دستگیر شد و به مدت چهار سال و چهار ماه در زندان ماند. گفته میشود که او از همین جا تصمیم به قتل ناصرالدین شاه گرفت.

 تدوین قانون در مجلس برای اجرای دقیقتر رژی بر اساس منافع شخصی مجلسیها

جالب آنکه با وجود مخالفتهای متعدد بر علیه اعطای امتیاز تنباکو، مجلسیها در راستای منافع شخصی خود دستورالعمل تدقیقات امتیاز را تهیه میکنند تا این قانون تمام و کمال و به دقت در ایران اجرا شود. این دستورالعمل در 9 رجب 1308 به تصویب مجلس وقت میرسد و متن کامل آن در کتاب آمده است. در فصل ششم این دستورالعمل وارد شدن اتباع ایرانی به کمپانیهای انگیسی مرتبط با دخانیات بدون اجازه مجلس ممنوع میشود و رسیدگی به دعاوی اشخاص و کمپانیهای انگلیسی هم به مجلس واگذار میشود.

در جریان اعطای امتیاز توتون و تنباکو، مالیات تعیین شده به حدی زیاد است که زارعین قادر به پرداخت خراج تعیین شده نیستند. به همین خاطر ماموران کمپانی مطابق فصل دوازدهم امتیازنامه اعلام میکنند که لازم نیست رعایایی که دارای مزارع و زراعت تنباکو هستند، برای پرداخت مالیات دارایی خود را به فروش برسانند و میتوانند وجه مورد نیاز خود خود را با فرع صدی شش تا صدی هشت از کمپانی قرض کنند و مالیات دولت را بپردازند سپس زمانی که تنباکوی خود را به قیمت عادله به کمپانی انحصار بفروشند، از این راه وام خود را مستهلک کنند.

با این شیوه رعایا با کمپانی همراه میشوند اما تجار تنباکو فروش که تعدادشان در حدود 50 تا 60 نفر است، تصمیم میگیرند که بر شدت فعالیت و مخالفت خود اضافه کنند.

 حمله به شاهچراغ و مقاومت مردم تبریز

در جریان اعتراضات مردم شیراز به انحصار تنباکو، سید علی اکبر فال اسیری توسط دولت به بصره تبعید میشود. شیوه تبعید او به نحوی شبیه ربودن و اعزام غیر منتظره به بصره است. قوام الملک برای اینکه ریشه شورشها را بخواباند، دستور شلیک به سمت مردم فارس را صادر میکند. حتی در شاهچراغ هم به سمت مردم تیراندازی میشود و پس از آن اعضای کمپانی انگلیسی با تشریفات وارد شیراز میشوند.

تنها شهری در ایران که نمایندگان کمپانی انگلیسی را راه نمیدهد، مردم تبریز هستند. البته آذربایجان از تولیدکنندگان عمده تنباکو نیست و در این منطقه مختصر توتونی در کردستان تولید میشد. ولی صدور توتون و تنباکوی شیراز و کاشان و اصفهان سایر مناطق ایران به خارج از کشور، به خصوص مملکت عثمانی توسط تجار آذربایجان انجام میشد.

در غائله تنباکو، روسها به شدت اصرار بر لغو امتیاز تنباکو داشتند و انگلیسیها سماجت داشتند که این امتیاز را حفظ کنند و در این میان ناصرالدین شاه پریشان بود و نمیدانست چگونه باید عمل کند. به همین خاطر در تصمیمگیری برای قشونکشی به تبریز هم مردد بود. دولت روسیه در این میان با میانجیگری ناصرالدین شاه را قانع میکند که به آذربایجان لشکرکشی نکند.

اصفهان از جمله شهرهایی است که برای لغو رژی کوشش فراوان میکند. در بین علمای ایران، علمای اصفهان اولین دستهای بودند که خرید و فروش دخانیات را منع کردند و به مقاومت منفی پرداختند.

از جمله مقاومتهایی که در تاریخ این شهر درج شده است، یکی از تجار معتبر اصفهان است که وقتی برای فروش تنباکوهای خود به انگلیسیها تحت فشار قرار میگیرد و این شرکت انگلیسی در صدد توقیف تنباکوی این تاجر وارد عمل میشود، این شخص یک روز مهلت میخواهد و شب 12 هزار کیسه تنباکوی خود را به محل وسیعی برده و نفت زیادی روی آن میریزد و به آنها آتش میزند. صبح که اصفهانیها میآیند چیزی جز خاکستر پیدا نمیکنند. این اقدام اثر عجیبی در روند مبارزات علیه رژی دارد.

در دیگر شهرهای ایران مثل قزوین، کاشان، یزد و مشهد هم کم و بیش شورش و تظاهراتی علیه رژی در جریان است. در جریان وقوع این اتفاقات، علمای تهران از جمله مرحوم حاج میرزا حسن آشتیانی رئیس علمای ایران، چندین بار با امین السلطان و ناصرالدین شاه ملاقات کرده و معایب و مضار این توافق را به آنها گوشزد میکند اما شاه با وجود آنکه از کرده خود پشیمان است، قادر نیست که امتیاز اعطا شده را لغو کند.

 ورود میرزا محمد حسن شیرازی به غائله رژی

علمای ایران که از اقدامات خود نتیجهای نگرفته بودند، دست کمک به سوی مرحوم میرزا محمد حسن شیرازی دراز میکنند.

میرزای شیرازی مردی دوراندیش و با کیاست بود. او به جد تصمیم به مبارزه درباره اعطای امتیاز توتون و تنباکو گرفت. شاگردان و پیروان میرزا که در سامره بودند، به دو گروه تقسیم میشدند. یک عده عقیده داشتند که میرزا نباید در این کار دخالت کند زیرا این امر ممکن است موجب تحقیر و توهین به میرزا شود و حتی منجر به از بین رفتن او شود. بنابراین حفظ جان او را واجبتر از هرچیزی میدانستند و دخالت او در بحث تنباکو را جایز نمیدانستند. بالعکس دسته دیگر که اکثریت داشتند، معتقد بودند عدم دخالت میرزا در این موضوع، موجب تسلط خارجیان بر یک کشور مسلمان میشود و ممکن است منتهی به نابودی ملت ایران شود. بنابراین میرزا ناچار است برای لغو این انحصار فداکاری کند و باید هرچه زودتر حکم تحریم را صادر کند.

مرحوم میرزای شیرازی نه به میل گروه اول رفتار کرد و نه مطابق نظر دسته دوم عمل کرد که معتقد بودند باید در این کار تعجیل کرد. او راهی که خود میدانست در پیش گرفت و سرانجام پیروز شد.

میرزای شیرازی برای اولین بار در تاریخ نوزدهم ذی الحجه 1308 توسط کامران میرزا نایب السلطنه تلگرافی به ناصرالدین شاه مخابره میکند و از او میخواهد از اعمالی که منافی صریح قرآن مجید است، دست بردارد و توهینی را که نسبت به سید علی اکبر روحانی شیرازی شده، جبران کند.

شاه به این تلگراف اهمیتی نمیدهد و از این نامه به جز امین السلطان و چند نفر دیگر کسی مطلع نمیشود. شاه پس از چند روز دستور میدهد میرزا محمودخان مشیروالوزاره کارپرداز ایران در بغداد فورا به سامره نزد میرزای شیرازی برود و فواید دادن امتیاز تنباکو و مضرات آن را به صورت شفاهی برای او توضیح دهد. در تاریخ هفتم محرم 1309 این تلگراف از طرف کامران میرزا نایب السلطنه به میرزای شیرازی مخابره میشود.

بعد از این مکاتبات سید علی اکبر که به صورت ربوده شدن به سامره تبعید شده بود، با دستور ناصرالدین شاه به ایران بازگشت داده میشود. هدف شاه از این کار این بود که بدین وسیله خطای خود را جبران کند. میرزای شیرازی که چندی در انتظار نامه ناصرالدین شاه مینشیند، چون نامهای دریافت نمیکند و از اطراف و اکناف نامههای زیادی به او برای لغو امتیاز تنباکو نوشته میشود، مجددا در اوایل ربیعالثانی سال 1309 توسط نایب السلطنه به ناصرالدین شاه تلگراف مخابره میکند. ناصرالدین شاه که از نفوذ میرزای شیرازی در بین مردم مطلع بود و میدانست که اگر او مخالفت خود را با شاه آشکار کند و مردم را به مبارزه بخواند، نتیجه آن به قیمت سلطنتش تمام خواهد شد، فورا بدون فوت وقت در جواب میرزا تلگرافی مخابره میکند و تاکید میکند که دولت منافع و آزادی رعیت خود را به دیگران نداده است. ناصرالدین شاه و اطرافیانش نمیدانستند که اگر قرارداد امتیاز تنباکو را لغو کنند، منابع مالی دریافت شده پس از عقد قرارداد را از کدام مسیر تامین و به دولت انگلیس باز گردانند و به این ترتیب لغو امتیاز تنباکو مستقیما به زیان شاه و اطرافیانش بود به همین خاطر در مقابل این لغو امتیاز مقاومت میشد.

انگلیسیها هم با وجود اطلاع از اوضاع ایران، اما به دلیل اطلاع از پولپرستی شاه و زمامداران ایران، به پیشرفت و موفقیت کار خود امیدوار بودند و با جدیت تشکیلات خود را توسعه میدادند. مثلا در یکی از شبهای اواخر ماه ربیع الثانی 1309 بعد از آنکه اعلانی از طرف شرکت انگلیسی منتشر شد که پس از گذشت مهلت مقرر خرید و فروش توتون و تنباکو در داخل و خارج منحصر به کمپانی خواهد بود و متخلفان مجازات میشوند، پس از انتشار این اعلامیه هم جشنی به افتخار واگذاری این امتیاز به انگلیسیها برگزار کردند.

 صدور حکم حرام بودن استعمال دخانیات

در اواخر ماه ربیع بود که در تهران شایع شد از طرف میرزای شیرازی حکمی درباره حرمت استعمال دخانیات صادر شده است و این حکم به اصفهان نزد شیخ محمد تقی آقا نجفی مجتهد اصفهانی فرستاده شده است. عدهای از تجار و مردم برای آنکه خبر صحیحی به دست بیاورند، به طرف پستخانه و تلگراف رفتند اما بهواسطه برف و باران یا شاید هم عمدا، سیمهای تلگراف خراب و ارتباط تهران از این طریق با دیگر شهرها قطع بود. مردم به شدت نگران بودند تا اینکه روز پنجشنبه اول جمادی الاولی 1309 (12 آذر 1270) پست تهران وارد شد و پاکتی را که حاوی بهترین مژده برای مردم بود، بنام میرزا حسن آشتیانی آورد. در این نامه در پاسخ به استفتایی، استعمال تنباکو و توتون در حکم محاربه با امام زمان اعلام شده بود. در عرض چند دقیقه این حکم در تمام بازار، مجامع و مساجد توسط وعاظ و خطبا با صدای بلند خوانده شد و مردم به تبعیت از این حکم فرا خوانده شدند.

مامورین حکومت از طرف امین السلطان و نایب السلطنه حاکم تهران دستور داشتند به هر وسیلهای که میتوانند از انتشار این حکم جلوگیری کنند و هر کس آنرا میخواند مزاحمش میشدند و اگر رونوشتی از آن یافته میشد، مورد مواخذه واقع میشد. ولی با وجود آن بهطوری که در اسناد آمده است، در همان نصف روز در حدود صد هزار نسخه از حکم میرزای شیرازی نوشته شد زیرا انتشار این حکم را مردم یک وظیفه شرعی و مذهبی میدانستند.

روز بعد یعنی جمعه دوم جمادی الاولی در تهران و حومه کسی نبود که از این حکم خبر نداشته باشد. در تمام قهوه خانههای عمومی و خصوصی، ادارت دولتی و حتی حرمهای شاهی و سربازخانهها قلیانها و چپقها را جمعآوری کردند بهطوری که در عصر روز جمعه، دود سیگار و چپق و قلیان در هیچ نقطهای از پایتخب بلند نمیشد.

در آبدارخانه و حرمسرای ناصرالدین شاه هم تمام خواجهها و غلامان، قلیانها و سرقلیانها را شکستند و برای اطلاع شاه در جلو خوابگاه همه را جمع کردند.

خانمی که از منسوبین شاه به حرم رفت و آمد داشت حکایت کرده است که شاه به اندرون انیس الدوله که در واقع ملکه مورد علاقه و توجه ناصرالدین شاه بود، وارد میشود در حالی که کلفتهای انیس الدوله مشغول پیاده کردن قلیانهای نقره و طلای مرصع بودند و خود انیس الدوله، ناظر بر عمل خدمتکاران شاه بود. انیس الدوله به شاه اعلام میکند که تنباکو حرام شده است و در تمام دربار، قلیانها جمع میشوند.

با این فتوا، خرید و فروش توتون و تنباکو و ساختن آلات مربوط به آنها متوقف میشود. نمایندگان و مامورین بیگانه و سایر خارجیهای مقیم تهران از این رفتار مردم که با دو کلمه حکم میرزای شیرازی به این زودی عادتی را که ترکش برای اغلب عذاب بزرگی بود، کنار گذاشتند، غیر قابل باور بود.

 آغاز عقب نشینی ناصرالدین شاه

مقارن با این احوال، ناصرالدین شاه که از دوشان تپه به جاجرود رفته بود تا در جنگل مصنوعی آنجا که خودش درست کرده بود، مشغول شکار شود، اصلا حال و روز خوبی نداشت و به او خوش نمیگذشت.

همزمان امین السلطان و کمپانی رژی برای خنثی کردن حکم میرزای شیرازی با دادن پول و وعده به یک عده از ملا نمایان آنها را اجیر کردند تا توسط این ملایان بین مردم انتشار بدهند که حکم میرزای شیرازی جعلی است. در این نامه جاعل حکم را ملکالتجار اعلام کردند. این فرد به قزوین تبعید شد و عدهای جعل حکم میرزای شیرازی را کار روسیه میدانستند. شایعات درباره این حکم زیاد بود و سالها بعد هم عدهای انتساب این حکم به میرزای شیرازی را محل تردید میدانستند.

دربار که دید مردم از حکم میرزای شیرازی تبعیت میکنند، تلاش کرد از علما کمک بگیرد و آنها را وادار کند حکم به ادامه استعمال دخانیات صادر کنند. ولی از این طریق هم نتیجهای نگرفتند و تمام علمای روحانی مقیم ایران و بینالنهرین باستثنای مرحوم سید عبدالله بهبهانی در تهران از مخالفت خود دست بر نداشتند.

ناصرالدین شاه که هنوز در جاجرود بود، دستور داد که مجلسی از علمای ملت و رجال دولت تشکیل شود و راه حلی برای ختم غائله پیدا کنند. این جلسه در منزل نایب السلطنه برگزار میشود و در این جلسه افرادی نظیر زین العابدین امام جمعه تهران، شیخ فضل الله نوری، سید علی اکبر تفرشی، سید محمد رضا طباطبایی، آخوند ملا محمد تقی کاشانی، سید عبدالله بهبهانی و اشخاصی از طرف دولت در آنجا حاضر میشوند. در این مجلس میرزای آشتیانی حاضر به مشارکت نمیشود و این مسئله زمینه رنجش خاطر ناصرالدین شاه را فراهم میکند.

خلاصه نتیجه گفتگوها این میشود که امین السلطان وزیر اعظم از طرف علما وکالت گرفته و متعهد میشود که از طرف آنها که نمایندگان مردم هستند، اقداماتی برای فسخ و ابطال امتیازنامه انجام دهد و تا آنجا که میتواند برای لغو انحصار بکوشد.

امین السلطان به جاجرود میرود و قرار میشود کمپانی انگلیسی از حق انحصار توتون و تنباکو در ایران صرفنظر کند و فقط صادرات و واردات دخانیات ایران با این شرکت باشد. تعیین تکلیف قطعی در این رابطه موکول به آمدن ناصرالدین شاه از جاجرود میشود. اما باز هم علما با این تصمیم مخالفت میکنند زیرا معتقدند که باید دست اجنبی از امور مسلمین کوتاه شود. امین السلطان وقتی میبیند به هیچ وسیله علما را نمیتواند وادار کند که حکم تحریم را لغو کنند، دستور میدهد کاغذ و قلمدان حاضر کرده و تلگرافی از طرف علمای تهران برای میرزای شیرازی تهیه میشود اما پس از امضای علما، در این تلگراف هم دخل و تصرف انجام میشود و به همین دلیل تلگرافخانه از ارسال این مطلب امتناع میکند. بنابراین امین السلطان ناگزیر میشود عین تلگراف را پس بگیرد.

بر خلاف نظر علما در جمعه بیست و سوم جمادی الاولی 1309 و یک هفته بعد از جلسه خانه نایب السلطنه اعلانی در مساجد و گذرها با این مضمون منتشر میشود. «بر حسب حکم جناب حجه الاسلام آقای میرزای شیرازی اگر تا 48 ساعت دیگر امتیاز دخانیات لغو نشود، روز دوشنبه آتیه جهاد است. مردم مهیا شوید».

این خبر باعث میشود ناصرالدین شاه نامه تهدیدآمیز و زننده برای میرزای شیرازی بنویسد. در پی این اقدام چندین نامه بین ناصرالدین شاه و میرزای شیرازی رد و بدل میشود. در تهران شایع میشود که میرزای آشتیانی حکم جهاد داده اما این مسئله از سوی او تکذیب میشود. بعد از این جریانات، ناصرالدین شاه خود مستقیم وارد مذاکره با انگلیسیها برای لغو امتیاز تنباکو میشود تا زودتر کار را یکسره کرده و خود را خلاص کند.

 ناصرالدین شاه تغییر روش میدهد

اقدامات شاه و امین السلطان برای جلب نظر علما به منظور شکستن تحریم تنباکو بینتیجه باقی میماند. ناصرالدین شاه که تا پیش از این از روشهای مسالمتآمیز برای غائله تنباکو استفاده کرده بود، به روشهای خشونتآمیز متوسل میشود و علما را با تهدید به حبس و تبعید به خود نزدیک میکند.

در ضمن تصمیم میگیرد بر خلاف نظر امین السلطان و دیگران با انگلیسیها برای لغو امتیاز رژی وارد مذاکره شود.

 

در همان روزها در سفارت روسیه هم میهمانی برگزار میشود اما آنجا هم قلیان سرو نمیشود. در این میهمانی وزیر مختار روس به وضع نامناسب انبارها و باقی ماندن قلیان و سرقلیانها در انبارهای دولت روسیه اشاره میکند و از نماینده شرکت انگلیسی میخواهد که قرارداد رژی را لغو کند. مجلس آن شب به هم میخورد اما انگلیسیها تلاشهایی را در جهت جلب نظر علما آغاز میکنند.

انگلیسیها به امین السلطان پیشنهاد میدهند بهترین راه برای پایان غائله، تبعید میرزای آشتیانی است که آن زمان در ایران به سر میبرده است.

شاه از عواقب این اقدام میترسد اما در نهایت به اصرار امینالسلطان به میرزای آشتیانی پیغام میدهد که باید به منبر رفته و قلیان بکشد یا تهران را ترک کند. به آقا بالاخان معین النظام هم دستور میدهد قهوه خانهها را باز کند و شکم هر کس قلیان نکشید را پاره کند. خبر احتمال خروج میرزای آشتیانی از تهران به سرعت همه جا پخش میشود و مردم را خشمگین میکند و تجمعی شکل میگیرد.

اگرچه برای حفظ جان شاه او را از کاخ نگارستان به کاخ گلستان منتقل میکنند و نیروهای نظامی آماده باش هستند اما زنان و مردان در تهران پس از تجمع در منزل میرزای آشتیانی وقتی جمعیتشان به چند هزار نفر میرسد به سمت کاخ شاه روانه میشوند و شعار (وا اسلاما، وا شریعتا) و همچنین (یا غریبالغربا، میرود سرور ما) سر میدهند.  در این غائله امینالسلطان مدام به شاه میگوید که هدف از این شورش لغو امتیاز انحصار نیست بلکه مردم به دنبال سرنگونی حکومت هستند. در نهایت شاه فرستادهای نزد میرزای آشتیانی میفرستد تا علت این تجمع را جویا شود، لغو امتیاز انحصار  تنها خواسته تجمعکنندگان اعلام میشود.

مردم به آرامش دعوت میشوند اما فایدهای ندارد. در این جریان چهار تا پنج نفر کشته میشوند. مردم نعش کشتهها را به دوش گرفته به سمت خانه میرزای آشتیانی میروند.

 بر هم خوردن رژی و لغو حکم تحریم

پس از غائله تهران دیگر بیم آن میرود که مخالفتها منجر به طغیان عمومی شود و دودمان قاجار به باد رود. از سوی دیگر توقف استعمال دخانیات از سوی تمام ایرانیان سبب شد که کار شرکت انگلیسی متوقف شود. در نتیجه برای لغو امتیاز مذاکرات زیادی انجام شد و مهمترین مسئله تعیین خسارت شرکت بود. انگلیسیها ابتدا ادعا میکردند که خسارت خیلی زیاد است و 12 میلیون و 500 هزار فرانک مطالبه غرامت کردند. عدهای هم از راه اغراق این مبلغ را 12 میلیون و 500 هزار تومان میگفتند. سه ماه مذاکره مفصل در آبدارخانه شاه، منزل امین السلطان و خانه نایب السلطنه، سفارت انگلیس و غیره به عمل آمد. از سوی دیگر دربار سعی میکرد که علما را قانع کند که امتیاز به طور کلی لغو شده تا حکم حرمت قلیان برداشته شود اما علما نمیپذیرفتند.

در نهایت برای قانع شدن علما، ناصرالدین شاه به صاحب امتیاز دستور میدهد اعلانی دائر بر لغو انحصار منتشر کند. و خودش هم نامهای برای جلب اعتماد میرزای شیرازی به او مینویسد. پس از اطمینان علما از لغو امتیاز، میرزای شیرازی و سایر علما حکم بر مباح بودن استفاده قلیان میدهند و این حکم سهشنبه 25 جمادی الثانی (6 بهمن 1270 شمسی) انتشار
داده می
شود. ناصرالدین شاه از پولهایی که همه ساله مجبور بود بابت استهلاک اصل و فرع وام به بانک شاهی بدهد و همچنین آبرویی که در روی این کار گذاشته شده خیلی عصبانی بود، پس از غائله رژی دائما به رژی و کسانی که او را وادار به دادن امتیاز کرده بودند فحش میداد و این عصبانیت و ناراحتی تا پایان عمر دوام داشت چنانچه 55 روز قبل از قتلش در بالای صورتحسابی که درباره قرض دولت از بابت بقیه رژی، شیلات، اقساط گذشته رژی و ... بود، مینویسد: «صورت قرض پدرسوخته رژی است. انشاء ا... مرتضی علی علی السلام بخواست خدا چاره بکند 21 شهر رمضان 313 قوی تیل».

 


خبرهای مرتبط

دیدگاه‌ها

دیدگاه شما

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

پربازدیدها

تازه ترین‌ها

سیگار امسال چقدر افزایش قیمت داشت؟

الزام به بارگذاری مجوز فعالیت تجاری در سامانه جامع تجارت

قیمت سیگار در پایان اردیبهشت 1400

درخواست مهلت برای اجرای دستورالعمل ثبت پروانه کسب خرده فروشان در سامانه جامع تجارت

روسیه مشتاق توتون گلستان

برگزاری اولین جلسه شورای هماهنگی و تلفیق تدوین برنامه هفتم توسعه

تبدیل وضعیت160 نفر از کارگران مجمتع دخانیات گیلان

پیشنهاد انتزاع وظایف حاکمیتی صنعت دخانیات

نفوذ جنبش تنباکو در لایه های بالای جامعه

فتوای میرزای شیرازی سرنوشت جنبش را تعیین کرد

مرور محتوای مطبوعات در نهضت تنباکو

مرور تاریخ تحریم تنباکو از نگاه ابراهیم تیموری

نقش مهم روزنامه و تلگراف در جنبش تنباکو

دادخواستی برای ابطال ماده 3 آیین نامه اجرایی قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات

24 اردیبهشت سالروز لغو امتیاز تنباکو

خداحافظی با «ترابوزان» به دلیل تغییر ذائقه

با ایجاد توازن در مالیات ارزش افزوده مانع از قاچاق دخانیات شویم

دودی که از بازار قاچاق بلند می شود

صادرات توتون در عصر پهلوی اول

آمار تولیدات محصولات دخانی

حضور مدیرعامل شرکت دخانیات ایران در کمیسیون اجتماعی مجلس

سیر تحولات یک صندوق بازنشستگی

افزایش قیمت تأثیری بر کاهش مصرف سیگار ندارد

تجدید نظر در الزام به درج قیمت برروی محصولات دخانی

فساد سیستمی