کد خبر : 20940 تاریخ : ۱۴۰۵ چهارشنبه ۱۲ فروردين - 16:39
گذری بر تاریخ سیگارت سازی در ایران ( قسمت پایانی) خاطرات سرلشکر علی اکبر ضرغام وزیر اسبق گمرکات و انحصارات و دارایی

در شماره قبل توتون صنعت قسمت سوم خاطرات سرلشکر علی اکبر ضرغام وزیر اسبق گمرکات و انحصارات و دارایی که در شماره 26 سالنامه دنیا به چاپ رسیده است را خواندیم، در ادامه قسمت پایانی این خاطرات را می‌خوانیم :

جلوگیری از خاموشی سیگار

برای کنترل نوع سیگار هر روز کار من خرید سیگار از نقاط مختلف شهر تهران بود هر روز از چندین نقطه تهران از سیگار فروش‌های مختلف تهران سیگار خریداری می‌کردم و در دفتر کار خود از هر پاکت سیگار یک عدد را درآورده روشن می‌کرده در کنار جاسیگاری قرار می‌دادم اگر توتون سیگار خالص بود که سیگارها تا ته مشغول سوختن بود بدون اینکه احتیاجی به  پک زدن داشته باشد ولی اگر ناخالص بود پس از کمی سوختن دچار خاموشی می‌شد و در این موقع من می‌فهمیدم توتون مصرف در کارخانجات دخانیات به صورت ناخالص است و حداقل ۱۰ درصدی خاک دارد پس از اینکه یک یا چند عدد سیگار پس از آتش زدن دچار خاموشی می‌شد دست به کار استیضاح از مسئولان مربوطه در موسسه دخانیات ایران می‌شدم و تا موقعی که از فساد جلوگیری نمی‌گردید دست از استیضاح برنمی‌داشتم و رفته رفته این مراقبت‌ها و اعتراض‌ها باعث شد که دیگر توتون ناخالص مورد مصرف واقع نشود و وقتی هر عدد سیگار آتش زده می‌شد بدون اینکه به آن پک زده شود تا آخر می‌سوخت و خاکستر آن به جای می‌ماند من تا موقعی که وزیر گمرکات و انحصارات بودم این کنترل را به همین نحو هر روز در دفتر کار خود یا منزل نجام می‌دادم تا توتون مخلوط با خاک را مصرف ننمایم.

 خریداری کارخانه جعبه سازی

یک مسئله دیگر که خیال اینجانب را ناراحت کرد بیم آتش سوزی کارخانجات می‌رفت مربوط به جعبه‌های چوبی سیگار بود کارخانجات دخانیات ایران دارای یک کارگاه بسیار بزرگ نجاری بود بیش از یکصد نفر کارگر در این کارگاه کار می‌کردند روزی که برای بازدید از تاسیسات دخانیات رفته بودم دیدم در محوطه کارخانجات علاوه بر روی زمین بلکه در کنار دیوارها تعداد زیادی تخته چیده شده است تخته‌ها را ریخته بودند تا با تابش نور آفتاب خشک شود سپس جمع آوری می‌کردند و در کارگاه نجاری به جعبه تبدیل می‌نمودند در آن روزها وزیر کشاورزی برای قطع درختان ا ز جنگل‌های شمال اجازه صادر نمی‌کرد و طبق دستوری که صادر کرده بودبا شدت از قطع بی‌رویه درختان جلوگیری می‌شد برای موسسه انحصار دخانیات ایران هم مشکل ممنوعیت قطع درختان جنگل وجود داشت بدین جهت به زحمت چوب برای ساختن جعبه فراهم می‌شد علاوه بر ممنوعیت قطع درختان جنگل شمال مسئله مربوط به خطر آتش‌سوزی به علت وجود تعداد زیادی از قطعات چوب در سراسر محوطه دخانیات ایران خالی از اهمیت نبود چند روز فکر من از این جریان ناراحت بود و البته همان روز دستور لازم در این باره و مراقبت شبانه روزی درباره حفاظت از چوب‌ها و آمادگی هرچه بیشتر برای اطفاء حریق صادر کردم و ضمناً مطالعات خود را درباره وارد کردن یک کارخانه بسته‌بندی ادامه دادم مطالعات من به اینجا رسید که در سایر کشورهای جهان جعبه‌های چوبی برای بسته‌بندی سیگار مورد استعمال نمی‌باشد که از کارتون‌های مقوایی استفاده می‌کنند ماشین‌های خودکار مدرنی هم برای ساختن جعبه‌های کارتنی وجود داشت این جعبه‌ها را می‌توان با چند لا مقوا و شومیز ه وسیله این ماشین‌ها ساخت و از جعبه‌ها نیز چندین بار استفاده کرد صورتی که از جعبه‌های چوبی فقط یک بار استفاده می‌شد چون پس از اینکه در داخل آن سیگار ریخته شد و به شهرستان‌ها فرستاده می‌شد هنگام باز کردن و جدا نمودن قطعات چوب از یکدیگر شکسته می‌شد و استفاده مجدد از جعبه‌ها غیر مقدور بوده است و از طرف دیگر قیمت جعبه‌های چوبی چند برابر جعبه‌های مقوایی بود من بدون اینکه درنگ نمایم تصمیم به خریداری کارخانه جعبه سازی گرفتم ژاپنی‌ها با قیمت ارزانتری کارخانه جعبه سازی را که هیچ تفاوتی با کارخانه مشابه اروپایی و آمریکایی نداشت به ایران می‌فروختند پس از اینکه برآورد قیمت نمودیم بدون اینکه به مناقصه متوسل شویم اقدام به خرید کارخانه از ژاپن نموده و پس از چندی کارخانه به ایران حمل و نصب شد و از آن به بعد کارگاه نجاری دخانیات برچیده و تعطیل شد و کارخانه مدرن جعبه سازی بیش از احتیاجات دخانیات قادربه ساختن جعبه‌های بزرگ به صورت کارتن‌های محکم و قطور و جادار بوده است کارخانه کارتن سازی را به مبلغ ۶۰۰ هزار دلار از ژاپن خریداری کرده بودیم نظیر همین مشکل برای انبارهای دخانیات در شمال روی داد چون زغال چوب که به علت جلوگیری از قطع چوب جنگل‌ها نایاب شده بود در صورتی که انبارهای دخانیات برای خشک کردن توتون احتیاج به سوخت حرارتی داشتند حرارت را هم از زغال چوب تامین می‌کردند در رضائیه وضع به صورت دیگری بود برای اینکه توتون را با حرارت خورشید خشک می‌کردند که البته توتون خوب به دست نمی‌آمد در مورد انبارهای توتون شما ترتیبی دادیم که نفت و وسایل نفت سوز جای زغال چوب را بگیرد و بدین ترتیب تمام انبارهای توتون شمال به وسایل نفت‌سوز مجهز شد

ماشین فیلترسازی اختراعی کارگر ایرانی

روزی که از کارخانجات دخانیات بازدید می‌کردم متوجه شدم که فیلتر سیگار را از خارج وارد می‌کنم و برای وارد کردن فیلتر مجبورند مرتباً مقداری ارز به مصرف برسانند

در همین بین که مشغول صحبت با مهندسین دخانیات در این باره بودم یکی از کارگران نزد من آمد و گفت من می‌توانم فیلتر با قیمت بسیار ارزان اختراع کنم به او گفتم اگر چنین عرضه‌ای داشته باشید من حاضر هستم به اندازه پول یک خانه به شما کمک نمایم به شرطی که فیلتر اختراعی شما با دست تهیه نشود گفت با دست که غیرعملی است برای اینکه باید صرف وقت کرد من می‌توانم یک ماشین فیلترسازی اختراع کنم که شبیه ماشین‌های مشابه خارجی نباشد و حتی مواد آن را از کاغذ ارزان قیمت تهیه نمایم تا جایی که به پول مفت برای دولت تمام شود پرسیدم آیا تاکنون در این فکر بوده‌اید گفت مطالعه کردم و به نتیجه قطعی رسیده و همین اکنون هم می‌توانم دست به کار ساختن ماشین فیلترسازی شوم گفتم هر وقت در این کار موفقیت پیدا کردید من در قول خود صادق بوده دستور می‌دهم به مقدار کافی پول به شما بدهم تا خانه برای خود خریداری کنید به شرطی که حتماً این پول را به مصرف خرید خانه برسانید تا این هنر شما که اختراع ماشین فیلترسازی باشد همواره در خاطره‌ها باشد گفت تا چند روز دیگر اولین محصول اختراعی من را که کارگر ساده این کارخانه می‌باشم خواهید دید کارگر مزبور به قول خود وفا کرد و پس از چند روز از موسسه انحصار دخانیات ایران اطلاع دادند ماشین فیلترسازی را ساخته است و محصولی که از این ماشین بیرون آورده با مقایسه با محصول خارجی کاملاً مورد استفاده می‌باشد پرسیدم از چه ماده‌ای ساخته شده است گفته شد به وسیله کاغذهای بسیار نازک چون مهندسین و کارشناسان کارخانجات دخانیات محصول ساخته شده به وسیله کارگر را مورد پسند قرار دادند اینجانب موافقت نمودم به تهیه سیگار فیلتردار که اولین فیلتر محصول ایران بود. پرداخته شود و تا مدت طولانی هم سیگارهای ایران که دارای فیلتر بود فیلتر آن ساخت ماشینی بوده که کارگر ایرانی روی ذوق خود ساخته بود این فیلتر مانند فیلترهای خارجی نقش گرفتن جرم سیگار را بازی می‌کرد و البته در فیلترهای خارجی ماده‌ای که به کار می‌رفت از کاغذ نبود و فیلتر خارجی هم به هیچ وجه برتری از فیلتر ایرانی نداشت و هیچ شکایتی هم از مصرف کنندگان ایرانی از فیلتر ایرانی واصل نشد در عوض با رضایت عده‌ای از مصرف کنندگان هم روبرو شدکه می‌گفتند جرم سیگار را بیشتر می‌گردد.

انحصار فروش توتون چپق

در همان ماه اول تصدی وزارت گمرکات و انحصارات اطلاع پیدا کردم که قراردادی برای فروش توتون چپق با یکی از سرمایه‌داران در دست اجرا می‌باشد که هیچکس به جز وزیر دارایی نمی‌تواند این قرارداد را لغو نماید. قرارداد به صورت انحصاری بود و فقط سرمایه‌دار مزبور فروشنده توتون چپق در سراسر ایران بوده است مقدار خرید او از دخانیات در ماه به ۳ میلیون و هفتصد هزار تومان بالغ می‌شد. سود سرشاری که از این راه عاید می‌شد چند برابر پولی بود که به دخانیات پرداخت می‌گردید.

 نحوه پرداخت پول این بود که خریدار در اول هر ماه یک چک ۱۵ روزه بابت توتون چپق‌هایی که در ماه قبل تحویل گرفته بود می‌داد ولی قبل از فرا رسیدن موعد چک سهمیه همان ماه خود را تحویل می‌گرفت. در حقیقت همیشه دو قلم پول سر در هوا بود یکی قیمت سهمیه ماه قبل که ماه بعد چک وعده‌دار ۱۵ روزه داده بود و دیگر سهمیه ماه بعد که قبل از رسیدن ۱۵ روز موعد چک تحویل می‌گرفت تصمیم گرفتم این قرارداد را به نفع دولت و روی مصالح مملکت لغو نمایم نمی‌خواستم دو قلم از طلب دولت را از دست بدهم چون به هر حال هر وقت و هر روز که اقدام به لغو این قرارداد می‌گرفتم خود به خود آن دو قلم طلب به حیطه وصول در نمی‌آمد.  پس از مطالعات زیاد و مذاکره محرمانه فراوان با مدیر کل دخانیات به این نتیجه رسیدیم تنها راه چاره فقط از کار انداختن کارخانه توتون چپق سازی می‌باشد و چند روز قبل از اینکه سهمیه را تحویل بدهیم کارخانه را از کار بیندازیم و وقتی برای تحویل سهمیه مراجعه نمودن گفته شود کارخانه در دست تعمیر است و حداقل یک ماه بعد مجدداً مشغول کار می‌شود.

 این دستور اجرا شد و به صورت ظاهر کارخانه را از کار انداخته و روز سوم شهریور ۱۳۳۶ یعنی کمتر از ۶ ماه بعد از تاسیس وزارت گمرکات و انحصارات و تصدی این وزارتخانه اقدام به لغو قرارداد نمودند و البته ناراحتی زیادی متحمل شدم و ارباب نفوذ از هرگونه تلاشی برای جلوگیری از لغو قرارداد یا انعقاد قرارداد جدید خودداری نکردند و به هر حال زیر بار نرفتم و فروش تنباکو را پس از سال‌ها که در انحصار یک نفر بود در اختیار موسسه انحصار دخانیات قرار دادم تا اگر سود بیشتری عاید می‌شود تماماً به خزانه دولت واریز گردد.

 بهترین محصول تنباکوی ایران تنباکوی حکان است

در ایران بهترین نقطه‌ای که تنباکو کشت می‌شود نقطه‌ای در فارس به نام حکان می‌باشد که برگ تنباکو هم سفید می‌باشد البته مقدار محصول این نقطه چندان زیاد نمی‌ باشد ولی به طور کلی محصول تنباکوی ایران چه آن موقع و چه اکنون بیش از مصرف داخلی بوده و ایران مقدار قابل توجهی از تنباکو را به خارج به خصوص کشورهای عربی صادر می‌کرد. تنباکو نه تنها در کشورهای عربی خاورمیانه بلکه در کشورهای شمال آفریقا هم مصرف فراوان دارد و در اسپانیا در گرانادا که از نواحی مسلمان نشین آن کشور است به علت اینکه هنوز آثار اعراب مسلمان باقی می‌باشد که از جمله مسجد و قصور الحمراء است مردم بعضی از رسوم و آداب اعراب مسلمان را از دست نداده و از جمله به قلیان عادت دارند علاوه بر اسپانیا حتی در آمریکای جنوبی هم عده زیادی از مردم به قلیان معتاد می‌باشد. برای اینکه مهاجرین سوری و لبنانی از جمله چیزهایی که با خود به آمریکای لاتین بردند قلیان و نیز طرز تدخین آن بوده است. بنابراین تنباکوی ایران هر چقدر محصول آن زیاد می‌شد در عوض دارای بازار بزرگی در کشورهای عربی و آمریکای جنوبی و اسپانیا بوده است ولی این بازار در دست چند نفر دلال بود که تنباکو را با قیمت بسیار ارزان خریداری صادر می‌کردند و با قیمتی چندین برابر حتی ده برابر به فروش می‌رسانیدند و بعضی از این دلال‌ها در زمره ثروتمندان و سرمایه‌داران بزرگ خاورمیانه قرار گرفته بودند.

عادت این دلال‌های عرب که بیشتر آنها عرب مسیحی بودند این بود که چند سال می‌گذشت ولی به خرید تنباکو نمی‌پرداختند یعنی به سراغ ایران نمی‌آمدند و اما می‌دانستند انبارهای اصفهان مملو از بسته‌های تنباکو می‌باشد و متصدیان مربوطه هم دائماً چشم انتظار ‌ می‌باشند تا دلال‌های لبنانی و سوری وارد شوند و تقاضای معامله نمایند دلال‌های مزبور در کشورهای عربی دارای انبارهای بزرگ و متعددی از تنباکو بودند و تنباکوی چند سال را در این انبارها جمع آوری می‌کردند.

 ورود دلال‌های لبنانی به تهران

یکی از روزها به من خبر دادند چند نفر دلال لبنانی وارد شده‌اند و با بی‌اعتنایی خبر از موجودی تنباکو می‌گیرند ضمناً می‌گویند چندان علاقه‌ای به خرید نداریم چون احتیاج نداریم. به خبر آورنده گفتم همین حرف آنها که می‌گویند احتیاج نداریم در حالی که خبر از مقدار موجودی می‌گیرند بهترین دلیل بر احتیاج آنها می‌باشد بنابراین مواظب باشید اگر آنها به سراغ شما آمدند و قصد خرید دارند در جواب بگویید نمی‌فروشیم و هرچند انبارهای ما مملو از تنباکو باشد و شاید هم مقداری از بسته‌های محتوی تنباکو دچار فساد شود.

 پس از چند روز وقتی دلال‌های عرب مسیحی با بی اعتنایی و عدم بازارگرمی مواجه شدند به سراغ متصدیان دخانیات رفتند و جسته و گریخته تقاضای خرید تنباکو نمودند و ضمناً اشاره به بازار سرد تنباکو نموده و آمادگی خود را برای خرید تنباکو به قیمت نازل و حمل به کشورهای عربی خاطرنشان کردند. مسئولین مربوطه هم چندان اعتنایی به آنها نکرده ولی دلالان روی بازتری نشان دادند و مسئولین دخانیات هم سردی خود را بیشتر کردند و این بار دلال‌ها گفتند حاضریم با قیمت مناسب خریداری کنیم ولی در جواب گفته شد کیلویی در حدود ۶۰ ریال و سیف خرمشهر می‌باشد دلالان به تصور اینکه مسئولین دخانیات ناز می‌کنند برخاستند و رفتند چون تصور‌ می‌کردند مانند سال‌های قبل به سراغ آنها رفته و نه تنها ناز آنها را می‌کشند بلکه آمادگی خود را برای فروش تنباکو به ارزان‌ترین بها اعلام می‌دارند.

در همین بین یک نفر تاجر از کشور مصر وارد تهران شد و تقاضای خرید تنباکو نمود وگفت در این معامله می‌خواهد ریسک کند نمی‌داند عاقبت کار چه می‌شود. او ضمانت نامه بانکی هم از بانک دولتی کشور خود به همراه داشت ولی بانک‌های ایران چون با بانک مزبور طرف معامله نبودند به زحمت حاضر بودند آن را قبول نمایند. تاجر مزبور با موسسه دخانیات ایران وارد مذاکره شد و آمادگی خود را برای خرید تنباکو به قیمتی که دولت ایران تعیین کند اعلام داشت . قیمتی که تعیین شد هر کیلو ۵۴ ریال بود و این تاجر مقدار ۳ هزار کیسه ۵۲ کیلویی تنباکو با همین قیمت و با همان ضمانتنامه بانکی که مورد قبول بانک ملی ایران قرار گرفته بود خریداری کرد و در خرمشهر تحویل گرفت و به کشور خود حمل کرد و سه ماه بعد دوباره به ایران آمد و در ملاقات با مقامات موسسه انحصار دخانیات اظهار داشت از معامله قبلی به قدری سود برد که آماده است هرچه تنباکو در انبارهای ایران موجود باشد خریداری نماید اتفاقاً از آن تاریخ دولت سوریه برای خرید تنباکو یک مناقصه بین المللی گذاشته بود که در این مناقصه عده ای از مدیران شرکت‌های صادراتی تنباکو از چند کشور خاورمیانه شرکت نموده بودند و تنها دولتی که در این مناقصه شرکت کرد دولت ایران بود که موسسه انحصار دخانیات پیشنهاد فروش به سوریه فرستاد.

سپرده برای شرکت در مناقصه هم ده هزار دلار بود که دستور دادم تامین و به دمشق حواله شود. پس از اینکه روز مناقصه فرا رسید و پیشنهادها باز شد ایران برنده مناقصه اعلام گردید و بعد از عقد قرارداد لازم هم در عرض مدت کوتاهی ۲ هزار کیسه ۵۲ کیلویی تنباکو به دولت سوریه فروخت که قیمت آن از قرار هر کیلو ۵۴ ریال بود و مدیر کل دخانیات سوریه هم برای بازدید از تاسیسات دخانیات ایران و مزارع کشت توتون به ایران دعوت شد و چند روز مشغول بازدید از ایران از جمله نواحی شمالی کشور بوده است. باقیمانده تنباکو در انبارها نیز پیش از چندین تن نبود که آن را هم به آن تاجر مصری به فروش رساندیم و این بار محل تحویل تنباکو به جای خرمشهر در محل انبارها یعنی اصفهان بوده است و معامله نیز از قرار کیلویی ۵۴ ریال صورت گرفت در جریان این معاملات هم دلالان عرب لبنانی هرچه تلاش کردند و به سراغ مسئولین مربوطه آمدند و وعده و وعید دادند و نرخ را بالا بردند ولی چون راهی برای معامله با آنها باز نبود با یاس و پشیمانی زیاد به کشور خود مراجعت کردند. باید دانست تنباکو را می‌توان به مدت هفت سال در انبار نگهداری کرد.  توتون سیگار ایران بیش از هفت سال در ایران نگهداری نمی‌شود چون کپک می‌زند ولی ژاپنی‌ها به صورتی عمل تخمیر توتون سیگار را انجام می‌دهند که حتی به مدت ۳۰ سال قابل نگهداری در انبارها می‌باشد و روی این ابتکاری که ژاپنی‌ها به خرج می‌دهند مدتی است آنها از فروشندگان عمده توتون به آمریکا می‌باشند و اما توتون چپق را می‌توان سال‌های سال و مدت بسیار طولانی در انبارها نگهداری کرد بدون اینکه بیم فساد توتون برود.                                                                                                                                         پایان